ای داستان ادامه ندارد نخوانی ام
هی - تاکسی - مرا به خودم میرسانیم ؟
![]()
![]()
![]()
به کجا میروی عزیز؟ این وقت شب کجا ؟!!!
گفتم به روزهای قدیم جوانی ام
![]()
![]()
![]()
چپ چپ نگاه کرد و مرا با خودش نبرد
فهمیده بود مرا با خودش نبرد
فهمیده بود مرد فراریه جانیم
![]()
![]()
![]()
کمی نمانده بود سایه خود را لگد کنم
افتاده بود روی زمین زندگانی ام
![]()
![]()
![]()
من آزادی را که مثل خودم بی کس بود
را کشته ام و برای همین است که جانی ام
![]()
![]()
![]()
حالا دوباره گورم را گم میکنم عزیز
ار بس نداده هیچ کسی نشانی ام
![]()
![]()
![]()
من باز قرص های خودم را نخورده ام
چون من به قول مردم اینجا روانی ام
![]()
![]()
![]()
