دختری تک و تنها یک شبی از شبستون
بازی میکرد با سایش الستون و بلستون
دختر شب چه تنهاست زیر گنبد نیلی
رو گونه هاش چه پیداست پادزهر درد سیلی
شعرای دختر شب یه وقت نشه فراموش
به زیر لب میخوندش قصه ساز خاموش
قصه ساز خاموش درد من و شماهاست
قصه غربت ماه تو ظلمت شبانگاست
قاتل عشق دختر راوی خواب ماهاست
خواب ازل تا ابد فخر طبیعت ماست
این شعر من اشارست به اون دلای بیدار
کاشکی که جیک جیک من نشه شبیه قار قار
خورشید خانومه آسمون تو رو به اون خدامون
نکنه تو هم تو خوابی ؟ 30ساله شد یلدا مون
چشات شاید به ظاهر امشب بیدار نباشه
اما باید بیدار شی تا شب از هم بپاشه
RSS
عضويتلغو عضويتPowered by WebGozar