به اسم تو خدایا قناری سر بریدن
نفهمیدم که از کی اسم تو رو خریدن
تو خونه خودت من هرگز تو رو ندیدم
خواستم بیام کنارت اما پرامو چیدن
خدای آسمونا حال دلم خرابه
سهم من زندگی یک کویر و سرابه
حتی دیگه ستاره با من هم آشیون نیست
ماه به اون قشنگی چرا تو آسمون نیست
واسه پرنده خوندم از شوق شور پرواز
پر کشید و زودی رفت غریبه بود با آواز
گفتم که آشنا شیم گفتش که عشق دروغه
گفتش که عشق یه چیزی شبیه کشک و دوغه
گفتم شاید بخنده بدونه هیچ بهونه
اما دل خونی داشت از دست این زمونه
برای پر کشیدن قناری نا نداره
اگه بخدا که بپره تو باغچه جا نداره
آخه قناری عاشقه عاشقه عطر باغچه
منتظره تا وا بشه یه روز دوباره غنچه
ای کاش که مثل گلها غنچه رو از یاد نبریم
گلهای مصنوعی رو باز به قیمت جون نخریم