
امشب در شعرش شاعر پرپر زند دوباره
به خاک پای کوروش بوسه زند صد باره
تنهاترین مرد شبم در این شب وحشت زا
پایان بده ایران دخت به این شب شب افزا
ما از نسل کاوه ایم خون ما از آرش است
ما از نسل اهورا قلب ما از آتش است
از قفسم مترسان من زاده ی زندانم
عشق را چه باک عاشقه خاک پاک ایرانم
چه بد در بیت قبلی قافیه ام رقم خورد
نام وطن با زندان هوش از سر شاعر برد
مگر نگفته اند وطن گهواره شیران است ؟
شیر در زنجیر به دور از نام پاک ایران است
این چیست که مادر من گرفته است به دندان
گویند که این حجاب است نجابت ما رندان
پوفیوز عرب نواز خواهر من نجیب است
با رنگ دستمال تو تمدنش غریب است
تاریخ ما کوروش است ما را به خواب گرفتند
سنگ قبر کوروش را دیشب به آب گرفتند
ما آریا آفتابیم چه شد خورشید زندان شد ؟
چه شد که نام زندان قافیه اش ایران شد ؟
شاعر بس کن که باز هم خنجر زدی به این تن
باز شد که نام زندان قافیه این وطن !
شعر از : کیانوش انصاری












































































